خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیاعتنایی به باده و شمع سخن میگوید و تأکید میکند که به دنبال چیزی است که او را از خود بیخود نکند. او خود را خون منصور و بیداردل میخواند و از تأثیرات عمیق عواطف و افکارش بر محیط اطراف سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۸۲ - باده ای را نپرستم که خرابم نکند
باده ای را نپرستم که خرابم نکند
گرد آن شمع نگردم که کبابم نکند ۱
خون منصورم و بیداردلی جوش من است
می طفل افکن افسانه به خوابم نکند ۲
آب گشته است دل یک چمن از خنده من
می شود حشر مکافات گلابم نکند؟ ۳
گرد آن شمع نگردم که کبابم نکند ۱
خون منصورم و بیداردلی جوش من است
می طفل افکن افسانه به خوابم نکند ۲
آب گشته است دل یک چمن از خنده من
می شود حشر مکافات گلابم نکند؟ ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۱ - خلد تسخیر دل اهل محبت نکند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۳ - عاشقانی که دل از گریه سبکبار کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.