خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از رازهای نهفته در وجود او پرده برمیدارد. همچنین، شاعر به مشکلات و موانع زندگی اشاره میکند که مانند سنگهای راه، مسیر او را سخت میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۹ - سخنی کز دهن تنگ تو برمی آید
سخنی کز دهن تنگ تو برمی آید
راز غیب است که از پرده بدر می آید ۱
از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست
آنچه از حسن تو ما را به نظر می آید ۲
آمد کار من و رشته تسبیح یکی است
که ز صد رهگذرم سنگ به سر می آید ۳
راز غیب است که از پرده بدر می آید ۱
از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست
آنچه از حسن تو ما را به نظر می آید ۲
آمد کار من و رشته تسبیح یکی است
که ز صد رهگذرم سنگ به سر می آید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۸ - رام عاشق نشدن، کام زلیخا دادن
گوهر بعدی:شماره ۳۴۰ - خون به جوشم ز خط غالیه گون می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.