خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از احساسات درونی خود سخن میگوید. او از سبزی طبیعت و پاکی دل خود میگوید، اما در عین حال از ناتوانیها و رنجهایش نیز یاد میکند. در نهایت، او از سرنوشت نامساعد خود شکایت دارد و احساس میکند که تلاشهایش بیثمر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ناتوانیها و رنجها ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۰۷ - ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید ۱
ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها
به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید ۲
نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع
که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید ۳
مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید ۱
ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها
به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید ۲
نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع
که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - خوشا دردی که هر مو بر تن من در خروش آید
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.