خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از زندگی و ندامت ناشی از آمیزش با مردم است. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند غبار، خار، و برق، احساسات خود را درباره ناامیدی و بیثمری روابط انسانی بیان میکند. همچنین، اشاره به داستان یعقوب و یوسف، نشاندهنده عمق غم و اندوه شاعر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و اشارههای تاریخی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۸ - کشد در خاک و خونم گر غباری در من آویزد
کشد در خاک و خونم گر غباری در من آویزد
ز پا افتم اگر خاری مرا در دامن آویزد ۱
ندارد جز ندامت حاصلی آمیزش مردم
نصیب برق گردد دانه چون در خرمن آویزد ۲
به جان خرسندی از جانان به آن ماند که یعقوبی
دهد از دست یوسف را و در پیراهن آویزد ۳
ز پا افتم اگر خاری مرا در دامن آویزد ۱
ندارد جز ندامت حاصلی آمیزش مردم
نصیب برق گردد دانه چون در خرمن آویزد ۲
به جان خرسندی از جانان به آن ماند که یعقوبی
دهد از دست یوسف را و در پیراهن آویزد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب می ریزد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - ز دندان ریختن حرص کهنسالان فزونتر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.