خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که از مفاهیم عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر از ناپاکیهای دنیوی و محدودیتهای جسمانی شکایت دارد و بیان میکند که دل پاک و صیقلی در تن آلوده جای نمیگیرد. همچنین، او از رنجهای عاشقانه و سوختن در آتش عشق سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۶ - مصفا چون شود دل در غبار تن نمی گنجد
مصفا چون شود دل در غبار تن نمی گنجد
که چون شد صیقلی آیینه در گلخن نمی گنجد ۱
به هم پیچید خرسندی زبان شکوه ما را
دگر در حلقه زنجیر ما شیون نمی گنجد ۲
کفن شد جامه فانوس از داغ جگرسوزم
ز شوخی شعله من در ته دامن نمی گنجد ۳
که چون شد صیقلی آیینه در گلخن نمی گنجد ۱
به هم پیچید خرسندی زبان شکوه ما را
دگر در حلقه زنجیر ما شیون نمی گنجد ۲
کفن شد جامه فانوس از داغ جگرسوزم
ز شوخی شعله من در ته دامن نمی گنجد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۵ - ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۷ - شکوه خامشی در ظرف گفت و گو نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.