خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، جنون و طبیعت سخن میگوید. شاعر از بلبلان، گلستان و شبنم یاد میکند و به رابطهی انسان با طبیعت و عواطف انسانی مانند شرم و عشق اشاره دارد. همچنین، انتقادی ظریف به رفتارهای اجتماعی و سنتهای رایج دارد.
این شعر دارای مفاهیم انتزاعی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات اجتماعی و عاطفی آن نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شماره ۲۴۹ - یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند ۱
بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند
کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند! ۲
حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او
رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند ۳
سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است
زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند ۴
خاکها در کاسه بی ظرفی مجنون کنند ۱
بلبلان سوگند بر سی پاره گل خورده اند
کز گلستان شبنم گستاخ را بیرون کنند! ۲
حیرتی دارم که چون در روزگار زلف او
رسم گردیده است مردم شکوه از گردون کنند ۳
سرخ رویی لازم دیبای شرم افتاده است
زین سبب پیراهن فانوس را گلگون کنند ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - حق پرستانی که از عشق خدا دم می زنند
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - چرخ در گردش بود تا دل به جای خود بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.