خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساس غربت، ناتوانی، و خطرات زندگی سخن میگوید. شاعر از جدایی از معشوق و پیامدهای آن ابراز پشیمانی میکند و به فتنههای پنهان در قدرت و ناپایداری دنیا اشاره دارد. همچنین، هشدارهایی درباره خطرات ناشی از بیاحتیاطی و بیتوجهی به ظواهر فریبنده دنیوی ارائه میدهد.
مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و اجتماعی موجود در متن نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات سیاسی و انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۳۲ - (غبارم را نسیم ناتوانی دربدر دارد
(غبارم را نسیم ناتوانی دربدر دارد
غریب کشور طالع چه پروای سفر دارد؟) ۱
(غلط کردم ز بزم او جدا گشتم، ندانستم
خمار باده لعلش چه عالم دردسر دارد) ۲
ز نخوت تاج شاهان فتنه ها در زیر سر دارد
ازین باد مخالف کشتی دولت خطر دارد ۳
مخور زنهار از همواری وضع جهان بازی
که این بیدادگر در موم پنهان نیشتر دارد ۴
مده سررشته کوچکدلی از دست در دولت
که گر از دیده سوزن فتد عیسی خطر دارد ۵
غریب کشور طالع چه پروای سفر دارد؟) ۱
(غلط کردم ز بزم او جدا گشتم، ندانستم
خمار باده لعلش چه عالم دردسر دارد) ۲
ز نخوت تاج شاهان فتنه ها در زیر سر دارد
ازین باد مخالف کشتی دولت خطر دارد ۳
مخور زنهار از همواری وضع جهان بازی
که این بیدادگر در موم پنهان نیشتر دارد ۴
مده سررشته کوچکدلی از دست در دولت
که گر از دیده سوزن فتد عیسی خطر دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - خطر از قاطعان راه، رهبر بیشتر دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - ازان فرهاد دایم جای در کوه و کمر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.