خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دوگانگی و ابهام در زندگی خود سخن میگوید، جایی که مرز بین نور و تاریکی، امید و ناامیدی محو شده است. او به گمنامی و قناعت دعوت میکند و اشاره میکند که در این جهان سیاه، نام و شهرت ارزشی ندارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، ابهام و دوگانگی بیانشده نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۲۲۳ - میان نور و ظلمت عالمی دارم، نمی دانم
میان نور و ظلمت عالمی دارم، نمی دانم
که شامم صبح یا صبح امیدم شام می گردد ۱
به گمنامی قناعت کن دل روشن اگر خواهی
که در چشم نگین عالم سیاه از نام می گردد ۲
که شامم صبح یا صبح امیدم شام می گردد ۱
به گمنامی قناعت کن دل روشن اگر خواهی
که در چشم نگین عالم سیاه از نام می گردد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - روح را با تن شکم پرور برابر می کند
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - ز عشق افزون تمنای دل خودکام می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.