خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس شوربختی و تنهایی خود میگوید و بیان میکند که دلش به چیزهای کوچک و ظریف مانند کنج دهان و موی میانش کشیده میشود. او خود را خار دیوار و وبال دامن گل نمیداند، اما با این حال باغبان بیسبب او را از باغ بیرون میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۲ - شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
موشکافم، دل به آن موی میانم می کشد ۱
خار دیوارم، وبال دامن گل نیستم
بی سبب از باغ بیرون باغبانم می کشد ۲
موشکافم، دل به آن موی میانم می کشد ۱
خار دیوارم، وبال دامن گل نیستم
بی سبب از باغ بیرون باغبانم می کشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - هر قدر نقاش نقش او به دقت می کشد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - خط ظالم از گل رخسار او کین می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.