خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از احساس درد و رنج خود سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند بوی خون از گل، داغ و سوختگی، و نمکسودگی، عمق غم و اندوه خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار میباشد. همچنین، موضوعات درد و رنج مطرح شده ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۲ - بوی خون از غنچه گل بر دماغم می خورد
بوی خون از غنچه گل بر دماغم می خورد
سوده مشک از خط ریحان به داغم می خورد ۱
زلف سنبل گر چه شد سر حلقه آشفتگان
پیچ و تاب رشک از دود چراغم می خورد ۲
روی گرمی هرگز از داغ نمکسودم ندید
پنبه گر فرصت بیابد خون داغم می خورد ۳
سوده مشک از خط ریحان به داغم می خورد ۱
زلف سنبل گر چه شد سر حلقه آشفتگان
پیچ و تاب رشک از دود چراغم می خورد ۲
روی گرمی هرگز از داغ نمکسودم ندید
پنبه گر فرصت بیابد خون داغم می خورد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - در گلستانی که روید دام چون سنبل ز خاک
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - می چسان مغز من آتش روان را پرورد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.