خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه خود میگوید که حتی بزم شادی را به مصیبتخانه تبدیل کرده است. اشکهای شور او نمک در چشم پیمانه ریخته و زخم هواداران تازه شده است. باد صبا زلف معشوق را شانه زده و در گلستانی که سنبل میروید، بلبل بیهمت ما میل پرواز ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۰ - ناله من بزم عشرت را مصیبتخانه کرد
ناله من بزم عشرت را مصیبتخانه کرد
اشک شور من نمک در دیده پیمانه کرد ۱
تازه شد زخم هواداران، مگر باد صبا
زلف مشکین ترا در دامن خود شانه کرد؟ ۲
اشک شور من نمک در دیده پیمانه کرد ۱
تازه شد زخم هواداران، مگر باد صبا
زلف مشکین ترا در دامن خود شانه کرد؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - کاوش مژگان او از بس که دست انداز کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - در گلستانی که روید دام چون سنبل ز خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.