خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای ناشناخته و غریب اشاره دارد و از زبان شاعرانه برای بیان احساس تنهایی و ناشناخته ماندن استفاده میکند. شاعر از مقام سخن، وطن غریب و شمع در انجمن سوال میپرسد که نمادهایی از ناشناختهها و زیباییهای پنهان هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۴ - ز اهل سخن مپرس مقام سخن کجاست
ز اهل سخن مپرس مقام سخن کجاست
حسن غریب را که شناسد وطن کجاست؟ ۱
زان شعله ها که از دل پروانه سر کشید
روشن نشد که شمع درین انجمن کجاست ۲
حسن غریب را که شناسد وطن کجاست؟ ۱
زان شعله ها که از دل پروانه سر کشید
روشن نشد که شمع درین انجمن کجاست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - ما را بهشت نقد، تماشای دلبرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.