خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف عشق و شیفتگی شاعر به معشوق میپردازد و از زیباییهای او مانند موهای مشکی و خط لبش سخن میگوید. همچنین، شاعر از بخت خود ناله میکند و میپرسد که در کدام لحظهی ناگوار سر به بالین گذاشته است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد تا بتواند با مضامین آن ارتباط برقرار کند.
شماره ۱۴۴ - زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد
زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد
خط گستاخ تو لب را بر لب کوثر نهاد ۱
برنمی خیزد ز شور حشر، یارب بخت من
در کدامین ساعت سنگین به بالین سر نهاد ۲
خط گستاخ تو لب را بر لب کوثر نهاد ۱
برنمی خیزد ز شور حشر، یارب بخت من
در کدامین ساعت سنگین به بالین سر نهاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - شنیدم آنقدر از دوستان تلخ
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - سرو را از جلوه مستانه از جا می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.