خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و اندوه خود سخن میگوید و با اشاره به عناصری مانند گل، باده، و مجنون، احساسات عمیق و ناتوانی خود را بیان میکند. او از سایهای که دامنش را گرفته و تیشهای که بر پای او زده شده، به عنوان نمادهای رنج و سختی یاد میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۸ - بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
باده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده است ۱
کیست مجنون تا بود در ناتوانی همچو من؟
سایه دامن مکرر تیشه ام بر پا زده است! ۲
باده گلرنگ ما گل بر سر مینا زده است ۱
کیست مجنون تا بود در ناتوانی همچو من؟
سایه دامن مکرر تیشه ام بر پا زده است! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - تا خیال عارضش در دیده مأوا کرده است
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.