خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه خود میگوید که حتی صبحگاه نیز نمیتواند آن را کاهش دهد. او از خندههای بیمعنای دیگران رنجیده و احساس میکند که این خندهها باعث سیاهی دلش شدهاند. همچنین، او از این که گلهای پاک را از گلزار چیدهاند و راهش را با چوب بستهاند، شکایت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره و نمادها ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۵ - نمی کشد دل غمگین به صبحگاه مرا
نمی کشد دل غمگین به صبحگاه مرا
که دل ز چهره خندان شود سیاه مرا ۱
ز هرزه خندی گل پاکشیدم از گلزار
در گشاده نهد چوب پیش راه مرا ۲
که دل ز چهره خندان شود سیاه مرا ۱
ز هرزه خندی گل پاکشیدم از گلزار
در گشاده نهد چوب پیش راه مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - سلاح جوهر ذاتی است شیرمردان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.