خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از دیوانگی و سرشت غیرقابل توصیف خود سخن میگوید و بیان میکند که به ریزش ابر بهار نیازی ندارد، زیرا رگ بریدهاش برای کشت او کافی است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به «رگ بریده» ممکن است برای برخی حساسیتبرانگیز باشد.
شماره ۵۳ - سرشته اند به دیوانگی سرشت مرا
سرشته اند به دیوانگی سرشت مرا
نمی توان به قلم داد خوب و زشت مرا ۱
مرا به ریزش ابر بهار حاجت نیست
رگ بریده تاکی بس است کشت مرا ۲
نمی توان به قلم داد خوب و زشت مرا ۱
مرا به ریزش ابر بهار حاجت نیست
رگ بریده تاکی بس است کشت مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - خوش آن شبی که کنم مست دیده بانش را
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - ز ناز بوسه لب دلستان نداد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.