خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از درد فراق و انتظار میگوید. او اشاره میکند که سرگرانی مانع از رسیدن تیر عشق میشود و انتظار، نخجیر (معشوق) را میکشد. شاعر به معشوق میگوید که اگر از خونریزی دست برندارد، عاشقان از چشمان خود آب (اشک) به شمشیر او دادهاند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و تصاویر شاعرانه مانند «تیر عشق»، «خونریزی» و «شمشیر» نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴ - سرگرانی مانع است از آمدن تیر تو را
سرگرانی مانع است از آمدن تیر تو را
انتظار تیر خواهد کشت نخجیر تو را ۱
ترک خونریزی نمی گویی، همانا عاشقان
داده اند از دیده ی خود آب، شمشیر تو را ۲
انتظار تیر خواهد کشت نخجیر تو را ۱
ترک خونریزی نمی گویی، همانا عاشقان
داده اند از دیده ی خود آب، شمشیر تو را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳ - گر چنین ابروی او ره می زند اصحاب را
گوهر بعدی:شماره ۵ - تا نگیرم بوسه از لب گلعذار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.