خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند عشق، جمال، قدرت، و عرفان میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که پرده از رخسار بردارد و زیباییهای خود را نشان دهد. همچنین، به قدرت و تأثیر معشوق اشاره میکند و از عاشقان میخواهد که به دلسوختگان رحم کنند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۸۱۰ - پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
پرده بردار ز رخسار که دیدن داری
سربرآور ز گریبان که دمیدن داری ۱
منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟
تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری ۲
چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت
که بر آهوی حرم حق تپیدن داری ۳
می چکد گر چه طراوت ز تو چون سروبهشت
قامتی تشنه آغوش کشیدن داری ۴
فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟
که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری ۵
می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار
گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری ۶
صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر
اگر از ما هوس ناله شنیدن داری ۷
سربرآور ز گریبان که دمیدن داری ۱
منت خشک چرا می کشی از آب حیات؟
تو که قدرت به لب خویش مکیدن داری ۲
چشم بد دور ز مژگان شکار اندازت
که بر آهوی حرم حق تپیدن داری ۳
می چکد گر چه طراوت ز تو چون سروبهشت
قامتی تشنه آغوش کشیدن داری ۴
فکر تسخیر تو چون در دل عاشق گذرد؟
که در آیینه ز خود فکر رمیدن داری ۵
می کنم رحم به دلسوختگان ای لب یار
گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری ۶
صائب این پنبه آسودگی از گوش برآر
اگر از ما هوس ناله شنیدن داری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۰۹ - اگر از موج خطر چشم به ساحل داری
گوهر بعدی:غزل ۶۸۱۱ - رخصت بوسه اگر از لب جامی داری
نظرها و حاشیه ها
۱
خوانش این شعر را خواستم