این متن شعری است که بر خودبینی و غرور انسانی تأکید دارد و آن را با خاک یکسان میداند. همچنین، قناعت و سادگی را ستایش میکند و هشدار میدهد که ظاهرآرایی و تجملگرایی ممکن است باعث ناخوشایندی شود. شاعر از عواقب نادیده گرفتن حقایق و پیامدهای منفی خودبینی سخن میگوید و توصیه میکند که از خودی بیرون بیاییم تا بتوانیم حقایق را به درستی ببینیم.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در این شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۶۷۸۰ - خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
حنای شهپر پرواز طاوس است رنگینی ۱
قناعت با سفال خویش کن کز ظاهرآرایی
شود آب گوارا ناگوار از کاسه چینی ۲
سپهر سفله بر شیرین زبانان تنگ می گیرد
ز بند نی نمی آید برون شکر ز شیرینی ۳
متاب از ساده لوحی رو اگر آسودگی خواهی
که گردد دردهای نسیه نقد از عاقبت بینی ۴
ز بار دل یکی صد شد پریشان گردی زلفش
که می سازد فلاخن را سبک پرواز سنگینی ۵
رخش با خط برآمد خوش، که را می گشت در خاطر
که طوطی محرم آیینه گردد با سخن چینی؟ ۶
برون آ از خودی تا دیده ات حق بین شود صائب
که خودبینی نگردد جمع هرگز با خدابینی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.