خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعت مانند گل، بلبل، خزان و باغ، به بیان احساسات شاعرانه و عاشقانه میپردازد. شاعر از زیباییهای طبیعت و رابطهی عاشقانه سخن میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند دوری، فراق و ناامیدی، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و شاعرانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده، فهم آن را نیازمند سطحی از بلوغ فکری و ادبی میکند.
غزل ۶۷۴۶ - چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
کجا اوراق گل در دست تاراج خزان بودی؟ ۱
کجا گل بر سر بازار رسوایی دکان چیدی؟
کلید باغ اگر در آشیان بلبلان بودی ۲
دماغ بال افشانی ندارد عندلیب ما
چه بودی گر قفس همسایه این آشیان بودی ۳
گره در کار من افتاد از تنگ دهان او
نمی شد کار بر من تنگ اگر او را دهان بودی! ۴
من آن روزی که چون شبنم عزیز این چمن بودم
تو ای باد سحرگاهی کجا در بوستان بودی؟ ۵
نهشتی گرد راه از خود بشوید یوسف ما را
تو ای گرد کسادی در پی این کاروان بودی ۶
کنون خار سر دیوار دامن می کشد از تو
خوشا روزی که صائب شبنم این بوستان بودی ۷
کجا اوراق گل در دست تاراج خزان بودی؟ ۱
کجا گل بر سر بازار رسوایی دکان چیدی؟
کلید باغ اگر در آشیان بلبلان بودی ۲
دماغ بال افشانی ندارد عندلیب ما
چه بودی گر قفس همسایه این آشیان بودی ۳
گره در کار من افتاد از تنگ دهان او
نمی شد کار بر من تنگ اگر او را دهان بودی! ۴
من آن روزی که چون شبنم عزیز این چمن بودم
تو ای باد سحرگاهی کجا در بوستان بودی؟ ۵
نهشتی گرد راه از خود بشوید یوسف ما را
تو ای گرد کسادی در پی این کاروان بودی ۶
کنون خار سر دیوار دامن می کشد از تو
خوشا روزی که صائب شبنم این بوستان بودی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۴۵ - به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
گوهر بعدی:غزل ۶۷۴۷ - نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.