هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق انسانی مانند تنهایی، ناامیدی، عشق، و تسلیم در برابر تقدیر است. شاعر خود را مانند مشتی خار در محیطی بی‌رحم توصیف می‌کند که دل به دریا زده و با وجود تلاش‌ها، به جایی نرسیده است. او از عشق و رازهای آن سخن می‌گوید و به انسان‌ها توصیه می‌کند که با قناعت زندگی کنند، چرا که دنیا جز غم و رنج چیزی ندارد. همچنین، به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند تقدیر و آزادی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تسلیم در برابر سرنوشت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۶۶۵۰ - کیستم من، مشت خار در محیط افتاده ای

کیستم من، مشت خار در محیط افتاده ای
دل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان داده ای ۱

نیست ممکن چون سپند آرام را بیند به خواب
موری از دست سلیمان بر زمین افتاده ای ۲

جنت دربسته ای با خود به زیر خاک برد
از ازل شد قسمت هر کس دل آزاده ای ۳

برنمی خیزد به صرصر نقشم از دامان خاک
وادی امکان ندارد همچو من افتاده ای ۴

می توان از جبهه عشاق راز عشق خواند
نیست در صحرای محشر نامه نگشاده ای ۵

با جگر خوردن قناعت کن که این مهمانسرا
جز غم روزی ندارد روزی آماده ای ۶

علم رسمی می کند صائب دل روشن سیاه
عارفان را بس بود چون صبح لوح ساده ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۴۹ - ای که از شغل عمارت غافل از دل گشته ای
گوهر بعدی:غزل ۶۶۵۱ - بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.