خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره آرزوهای برآورده نشده، درد هجران و سختیهای زندگی است. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند غنچه، تیغ آبدار و صدف پرگهر استفاده میکند تا احساسات خود را منتقل کند. متن پر از استعارهها و کنایههای ادبی است که نشاندهنده ناامیدی و تلاش بیثمر در رسیدن به آرزوهاست.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و کنایهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۶۲۶ - در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
در دل چو غنچه چند کنی رنگ و بو گره؟
واکن به ناخن از دل پرآرزو گره ۱
جز تیغ آبدار درین روزگار نیست
آبی که تشنه را نشود در گلو گره ۲
وقت است شق چو نار شود پوست بر تنم
از بس شده است در دل من آرزو گره ۳
بیهوده شاخ گل همه تن دست گشته است
نتوان زدن به بال و پر رنگ و بو گره ۴
بی ابر دامن صدفش پرگهر شود
از غیرت آن کسی که کند آبرو گره ۵
در عین وصل باخبر از حسرت من است
هر تشنه را که آب شود در گلو گره ۶
از هجر و وصل نیست گشایش دل مرا
چون گوهرست قسمت من از دو سو گره ۷
راه سلوک تنگتر از چشم سوزن است
تا کی زنی به رشته جان ز آرزو گره؟ ۸
صائب هزار عقده دل باز می شود
گر وا شود ز جبهه آن تندخو گره ۹
واکن به ناخن از دل پرآرزو گره ۱
جز تیغ آبدار درین روزگار نیست
آبی که تشنه را نشود در گلو گره ۲
وقت است شق چو نار شود پوست بر تنم
از بس شده است در دل من آرزو گره ۳
بیهوده شاخ گل همه تن دست گشته است
نتوان زدن به بال و پر رنگ و بو گره ۴
بی ابر دامن صدفش پرگهر شود
از غیرت آن کسی که کند آبرو گره ۵
در عین وصل باخبر از حسرت من است
هر تشنه را که آب شود در گلو گره ۶
از هجر و وصل نیست گشایش دل مرا
چون گوهرست قسمت من از دو سو گره ۷
راه سلوک تنگتر از چشم سوزن است
تا کی زنی به رشته جان ز آرزو گره؟ ۸
صائب هزار عقده دل باز می شود
گر وا شود ز جبهه آن تندخو گره ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۲۵ - بگشا ز بال همت عالی مکان گره
گوهر بعدی:غزل ۶۶۲۷ - ای راز نه فلک ز جبینت عیان همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.