این شعر عاشقانه و عرفانی به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق آن بر شاعر میپردازد. با استفاده از استعارههای زیبا مانند خال سیاه به عنوان نقطهٔ بسمالله، موهای معشوق به عنوان دایرهٔ کثرت، و گیسوی معشوق به عنوان مرکز وحدت، شاعر احساسات خود را بیان میکند. همچنین، تأثیرات عاطفی و حتی جسمی زیبایی معشوق بر شاعر و طبیعت اطرافش توصیف شده است.
این شعر حاوی مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر، مناسب مخاطبانی است که از دانش ادبی نسبی برخوردارند.
غزل ۶۵۵۵ - خامش گویا بود چشم سخنگوی تو
نقطه بسم الله است خال بر ابروی تو ۱
خال سیه فام تو مرکز وحدت بود
دایره کثرت است سلسله موی تو ۲
نعل در آتش نهد بر ورق برگ گل
شبنم آسوده را شوق گل روی تو ۳
پنجه مرجان کند شانه شمشاد را
از دل خون گشتگان سلسله موی تو ۴
عطسه پریشان کند مغز غزالان چین
گر به ختا بگذرد نکهت گیسوی تو ۵
پرده گوش مرا چون ورق لاله کرد
از سخن آتشین لعل سخنگوی تو ۶
گر نبرد شمع پیش پرتو رخساره ات
شانه کند راه گم در خم گیسوی تو ۷
پرده بیگانگی چند بود در میان؟
سوختم، از جیب گل چند کشم بوی تو؟ ۸
تا اثر از ماه نو بر ورق چرخ هست
قبله صائب بود گوشه ابروی تو ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.