خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به ستایش معشوق الهی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، عظمت و جلال معشوق را توصیف می‌کند و در مقابل، کوچکی و ناتوانی خود را بیان می‌دارد. او از عشق و نیاز خود به معشوق سخن می‌گوید و حاضر است همه چیز، حتی جان خود را فدای او کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و ترکیبات به کار رفته در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۵۴۴ - در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو

در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
عالم پرست از تو و خالی است جای تو ۱

هر چند کاینات گدای در تواند
یک آفریده نیست که داند سرای تو ۲

تاج و کمر چو موج و حباب است ریخته
در هر کناره ای ز محیط سخای تو ۳

آیینه خانه ای است پر از آفتاب و ماه
دامان خاک تیره ز موج صفای تو ۴

هر غنچه را ز حمد تو جزوی است در بغل
هر خار می کند به زبانی ثنای تو ۵

یک قطره اشک سوخته، یک مهره گل است
دریا و کان نظر به محیط سخای تو ۶

خاک سیه به کاسه نمرود می کند
هر پشه ای که بال زند در هوای تو ۷

در مشت خاک من چه بود لایق نثار؟
هم از تو جان ستانم و سازم فدای تو ۸

عام است التفات کهن خرقه عقول
تشریف عشق تا به که بخشد عطای تو ۹

غیر از نیاز و عجز که در کشور تو نیست
این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو؟ ۱۰

عمر ابد که خضر بود سایه پرورش
سروی است پست بر لب آب بقای تو ۱۱

صائب چه ذره است و چه دارد فدا کند؟
ای صد هزار جان مقدس فدای تو ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۴۳ - کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو
گوهر بعدی:غزل ۶۵۴۵ - ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.