خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر دردها و رنجهای عاشقانه و روحی شاعر است. او از داغهای عشق، ناامیدی، و تلاش برای یافتن آرامش سخن میگوید. تصاویری مانند تخم سوخته، داغ تازه، سیاهی دل، و سنگداغ جوی شیر، همگی نماد رنج و عشق ناکام هستند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند امید، نومیدی، و جستجوی معنا در زندگی اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۳۹۵ - چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
کز ابر نوبهار شود تازه داغ من ۱
منت کند سیاه، دل روشن مرا
دست حمایت است نفس بر چراغ من ۲
از خرقه داغهای مرا می توان شمرد
دیوار نیست مانع گلگشت باغ من ۳
مجنون من ز وصل لباسی است بی نیاز
ورنه سیاه خیمه لیلی است داغ من ۴
نومید چون ز توبه سنگین خود شوم؟
کز سنگ همچو لاله برآید ایاغ من ۵
از بوستان به برگ خزان دیده ای خوشم
تر می شود به نامه خشکی دماغ من ۶
زنگ از دلم به باده گلگون نمی رود
دایم چو لاله زیر سیاهی است داغ من ۷
شیرین لبان به رخصت من آب می خورند
میراب جوی شیر بود سنگداغ من ۸
گر آب زندگی عوض می به من دهند
چون لاله خون مرده شود در ایاغ من ۹
از خویش رفته را نتوان نقش پای یافت
سرگشته آن کسی که بود در سراغ من ۱۰
صائب گذشته ام ز سر خویش عمرهاست
بر خود ز باد صبح نلرزد چراغ من ۱۱
کز ابر نوبهار شود تازه داغ من ۱
منت کند سیاه، دل روشن مرا
دست حمایت است نفس بر چراغ من ۲
از خرقه داغهای مرا می توان شمرد
دیوار نیست مانع گلگشت باغ من ۳
مجنون من ز وصل لباسی است بی نیاز
ورنه سیاه خیمه لیلی است داغ من ۴
نومید چون ز توبه سنگین خود شوم؟
کز سنگ همچو لاله برآید ایاغ من ۵
از بوستان به برگ خزان دیده ای خوشم
تر می شود به نامه خشکی دماغ من ۶
زنگ از دلم به باده گلگون نمی رود
دایم چو لاله زیر سیاهی است داغ من ۷
شیرین لبان به رخصت من آب می خورند
میراب جوی شیر بود سنگداغ من ۸
گر آب زندگی عوض می به من دهند
چون لاله خون مرده شود در ایاغ من ۹
از خویش رفته را نتوان نقش پای یافت
سرگشته آن کسی که بود در سراغ من ۱۰
صائب گذشته ام ز سر خویش عمرهاست
بر خود ز باد صبح نلرزد چراغ من ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۹۴ - دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
گوهر بعدی:غزل ۶۳۹۶ - موقوف انقطاع بود اتصال من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.