خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از صائب تبریزی، با زبانی عاشقانه و پندآموز، از عاشق میخواهد که با رحمت و مهربانی رفتار کند و از آزار و اذیت او بپرهیزد. شاعر تأکید میکند که افتاده را نباید دوباره زد و به جای سخنان آتشین، نگاهی گرم کافی است. او همچنین از عاشق میخواهد که به حریم دل دیگران احترام بگذارد و با رفتارهای ناشایست باعث رنجش نشود.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و اخلاقی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۶۳۶۹ - خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
زنهار بر چراغ سحر آتشین مزن ۱
افتاده را دوباره فکندن کمال نیست
آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن ۲
کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
آتش به جانم از سخن آتشین مزن ۳
بگذار چشم فتنه خوابیده را به خواب
ناخن به داغ سینه اندوهگین مزن ۴
انصاف نیست آیه رحمت شود عذاب
چینی که حق زلف بود بر جبین مزن ۵
چون شیشه توتیا شود از سنگ فارغ است
بر سنگ خاره شیشه ما بیش ازین مزن ۶
خواهی که گیرد از تو سپهر برین حساب
زنهار ناشمرده قدم بر زمین مزن ۷
صائب به گوشه دل خود تا توان خزید
زنهار حلقه بر در خلق برین مزن ۸
زنهار بر چراغ سحر آتشین مزن ۱
افتاده را دوباره فکندن کمال نیست
آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن ۲
کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
آتش به جانم از سخن آتشین مزن ۳
بگذار چشم فتنه خوابیده را به خواب
ناخن به داغ سینه اندوهگین مزن ۴
انصاف نیست آیه رحمت شود عذاب
چینی که حق زلف بود بر جبین مزن ۵
چون شیشه توتیا شود از سنگ فارغ است
بر سنگ خاره شیشه ما بیش ازین مزن ۶
خواهی که گیرد از تو سپهر برین حساب
زنهار ناشمرده قدم بر زمین مزن ۷
صائب به گوشه دل خود تا توان خزید
زنهار حلقه بر در خلق برین مزن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۶۸ - پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
گوهر بعدی:غزل ۶۳۷۰ - دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.