خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند عشق، دیوانگی، انتظار، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از تجربیات زندگی مانند رها کردن دل به دریا، سبکباری از اشک تلخ، و دیوانگی در برابر ملامتهای دیگران سخن میگوید. همچنین، به ناتوانی انسان در کنترل سرنوشت خود در جهانی پر از تغییرات اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند دیوانگی و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۶۳۶۵ - خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
کاین صید رام می شود از وا گذاشتن ۱
بی انتظار دامن ساحل گرفتن است
چون موج دست بر دل دریا گذاشتن ۲
دل را ز اشک تلخ سبکبار می کند
سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتن ۳
دیوانه ای، ز سنگ ملامت متاب روی
بازیچه نیست سلسله بر پا گذاشتن ۴
تا هست سنگ در کف طفلان شهر و کوی
دیوانگی است روی به صحرا گذاشتن ۵
ای عشق، خود بگوی کز انصاف دور نیست
ما را به اختیار خرد واگذاشتن؟ ۶
در عالمی که عبرت ازو موج می زند
نتوان مدار خود به تماشا گذاشتن ۷
سرسبز باد خامه صائب که حق اوست
سر در ره سخن عوض پا گذاشتن ۸
کاین صید رام می شود از وا گذاشتن ۱
بی انتظار دامن ساحل گرفتن است
چون موج دست بر دل دریا گذاشتن ۲
دل را ز اشک تلخ سبکبار می کند
سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتن ۳
دیوانه ای، ز سنگ ملامت متاب روی
بازیچه نیست سلسله بر پا گذاشتن ۴
تا هست سنگ در کف طفلان شهر و کوی
دیوانگی است روی به صحرا گذاشتن ۵
ای عشق، خود بگوی کز انصاف دور نیست
ما را به اختیار خرد واگذاشتن؟ ۶
در عالمی که عبرت ازو موج می زند
نتوان مدار خود به تماشا گذاشتن ۷
سرسبز باد خامه صائب که حق اوست
سر در ره سخن عوض پا گذاشتن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۶۴ - چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
گوهر بعدی:غزل ۶۳۶۶ - امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.