خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله ارزش فهمیدن سخن، تأثیر حوادث بر زندگی، ناپایداری دنیا، و اهمیت قناعت پرداخته است. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ، حرص، و غیب اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعات پیچیدهای مانند مرگ و ناپایداری دنیا میپردازند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۲۷۱ - نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
که سخن را صله ای نیست به از فهمیدن ۱
می خلد بیشتر از شیون ماتم در دل
سخن آهسته نگفتن، به صدا خندیدن ۲
لب خاموش مرا بر سر حرف آوردن
هست احوال ز بیمار گران پرسیدن ۳
خار از چیدن دامن، گل بی خار شود
پرده عیب جهان است نظر پوشیدن ۴
عید و نوروز به مردم چه مبارک می بود
چشم وادید نمی داشت گر از پی، دیدن ۵
حرص را بستر آرام نمی گردد مرگ
مار را پیچ و خم افزون شود از خوابیدن ۶
کیست در وادی ایجاد به گمراهی من؟
که نشان قدمم محو شد از لغزیدن ۷
غافلان را نبود بهره ای از عالم غیب
پای خوابیده چه در خواب تواند دیدن؟ ۸
از گرانسنگی کوه گنه خود شادم
که به میزان قیامت نتوان سنجیدن ۹
سبک از خشم نگردند گران تمکینان
که محال است شود بحر کم از جوشیدن ۱۰
آب تا بود دلم، در دل دریا بودم
کرد از بحر مرا دور، گهر گردیدن ۱۱
بال مرغان گلستان شودش دست دعا
هر که قانع شود از چیدن گل با دیدن ۱۲
چین بر ابرو من از موج حوادث صائب
که دودم می شود این تیغ ز سر پیچیدن ۱۳
که سخن را صله ای نیست به از فهمیدن ۱
می خلد بیشتر از شیون ماتم در دل
سخن آهسته نگفتن، به صدا خندیدن ۲
لب خاموش مرا بر سر حرف آوردن
هست احوال ز بیمار گران پرسیدن ۳
خار از چیدن دامن، گل بی خار شود
پرده عیب جهان است نظر پوشیدن ۴
عید و نوروز به مردم چه مبارک می بود
چشم وادید نمی داشت گر از پی، دیدن ۵
حرص را بستر آرام نمی گردد مرگ
مار را پیچ و خم افزون شود از خوابیدن ۶
کیست در وادی ایجاد به گمراهی من؟
که نشان قدمم محو شد از لغزیدن ۷
غافلان را نبود بهره ای از عالم غیب
پای خوابیده چه در خواب تواند دیدن؟ ۸
از گرانسنگی کوه گنه خود شادم
که به میزان قیامت نتوان سنجیدن ۹
سبک از خشم نگردند گران تمکینان
که محال است شود بحر کم از جوشیدن ۱۰
آب تا بود دلم، در دل دریا بودم
کرد از بحر مرا دور، گهر گردیدن ۱۱
بال مرغان گلستان شودش دست دعا
هر که قانع شود از چیدن گل با دیدن ۱۲
چین بر ابرو من از موج حوادث صائب
که دودم می شود این تیغ ز سر پیچیدن ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۷۰ - پیش غافل سخن از پند و نصیحت راندن
گوهر بعدی:غزل ۶۲۷۲ - بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.