خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از صائب تبریزی، احساسات عمیق عاشقانه، رنجهای عشق، و تأملات فلسفی را بیان میکند. شاعر از عشق به عنوان آیین همیشگی خود یاد میکند و از دردها و لذتهای آن سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند مکافات، مرگ، و تسکین ناپذیری رنجها نیز در آن دیده میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۱۲۱ - عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من ۱
می شود در بستر تفسیده من گل گلاب
می گدازد شمع را سرگرمی بالین من ۲
فارغ از فکر مکافاتم که خصم کینه جو
زنده زیر خاک باشد از غبار کین من ۳
خواب این دلمردگان از مرگ سنگین تر بود
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من ۴
بر دل پر شور من دست نوازش بیهده است
پنجه مرجان چو دریا کی دهد تسکین من؟ ۵
نیست یک دل کز ملال خاطرم دلگیر نیست
باغ را در بسته دارد غنچه غمگین من ۶
تلخکامی نیست چون من در میان خستگان
زهر چشم یار باشد شربت شیرین من ۷
صائب از غیرت شود خون مشک در ناف غزال
هر کجا در جلوه آید خامه مشکین من ۸
چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من ۱
می شود در بستر تفسیده من گل گلاب
می گدازد شمع را سرگرمی بالین من ۲
فارغ از فکر مکافاتم که خصم کینه جو
زنده زیر خاک باشد از غبار کین من ۳
خواب این دلمردگان از مرگ سنگین تر بود
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من ۴
بر دل پر شور من دست نوازش بیهده است
پنجه مرجان چو دریا کی دهد تسکین من؟ ۵
نیست یک دل کز ملال خاطرم دلگیر نیست
باغ را در بسته دارد غنچه غمگین من ۶
تلخکامی نیست چون من در میان خستگان
زهر چشم یار باشد شربت شیرین من ۷
صائب از غیرت شود خون مشک در ناف غزال
هر کجا در جلوه آید خامه مشکین من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۲۰ - اهل معنی گر چه خاموشند از تحسین من
گوهر بعدی:غزل ۶۱۲۲ - می کند در پرده دل سیر دایم آه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.