خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر غم و اندوه ناشی از دوری از وطن و یادآوری خاطرات آن است. شاعر از رنج غربت و بیعدالتیهای وطن مینالد و آرزو میکند که بتواند با یاد وطن آرامش یابد. او از دردهای غربت و بیتابی برای بازگشت به وطن سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیعدالتی و رنج غربت نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۶۰۶۴ - گرد غم فرش است دایم در غم آباد وطن
گرد غم فرش است دایم در غم آباد وطن
در غریبی نیست مکروهی به جز یاد وطن ۱
ای بسا نعمت که یادش به ز ادراکش بود
از وطن می ساختم ای کاش با یاد وطن ۲
مرهمش خاکستر شام غریبان است و بس
هر که را بر دل بود زخمی ز بیداد وطن ۳
از دل و جان بنده غربت نگردد، چون کند؟
آنچه یوسف دید از اخوان در غم آباد وطن ۴
من که در غربت چو لعل از سیم دارم خانه ها
سنگ بر دل تا به کی بندم ز بیداد وطن؟ ۵
گر غبار دل نمی گردید سد راه اشک
می رسانیدم به آب از گریه بنیاد وطن ۶
این زمان صائب دل از یاد غریبی خوش کنم
من که دل خوش کردمی پیوسته از یاد وطن ۷
در غریبی نیست مکروهی به جز یاد وطن ۱
ای بسا نعمت که یادش به ز ادراکش بود
از وطن می ساختم ای کاش با یاد وطن ۲
مرهمش خاکستر شام غریبان است و بس
هر که را بر دل بود زخمی ز بیداد وطن ۳
از دل و جان بنده غربت نگردد، چون کند؟
آنچه یوسف دید از اخوان در غم آباد وطن ۴
من که در غربت چو لعل از سیم دارم خانه ها
سنگ بر دل تا به کی بندم ز بیداد وطن؟ ۵
گر غبار دل نمی گردید سد راه اشک
می رسانیدم به آب از گریه بنیاد وطن ۶
این زمان صائب دل از یاد غریبی خوش کنم
من که دل خوش کردمی پیوسته از یاد وطن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۶۳ - می گدازد شیشه دل را می رنگین حسن
گوهر بعدی:غزل ۶۰۶۵ - چون سکندر خانه عمر از اثر آباد کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.