این متن به توصیف حالات و رفتار دیوانگان میپردازد که از قید و بندهای دنیوی رها شدهاند. آنها از ماتم و غم دوری کرده و تحت تأثیر جنون، رفتارهای غیرعادی از خود نشان میدهند. دیوانگان در بیابانی پر از نمادهای خون و لاله مست میشوند و از قوانین عقلانی دوری میکنند. همچنین، اشارهای به اتحاد بلبلان و گلها شده که مانند دیوانگان رفتار میکنند. در نهایت، تأثیر دیوانگان بر طبیعت و ایجاد آشفتگی توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند «بوی خون» و «شراب لالهگون» ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۵۹۷۹ - فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
رفته اند از حلقه ماتم برون دیوانگان ۱
هر دم از بی اختیاری صورتی بر می کنند
مهره مومند در دست جنون دیوانگان ۲
سنگ طفلان چیست، کز جان و دل سختی پذیر
کوه را سازند بی صبر و سکون دیوانگان ۳
در بیابانی که باشد لاله زارش بوی خون
مست گردند از شراب لاله گون دیوانگان ۴
تا ز چشم شور ارباب خرد ایمن شوند
می زنند از داغ، نعل واژگون دیوانگان ۵
بلبلان دیوانه اند و بوی گل از اتحاد
می دود در کوچه و بازار چون دیوانگان ۶
می کند باد مخالف شور دریا را زیاد
می شوند آشفته صائب از فسون دیوانگان ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.