خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از غم و اندوهی که عشق به او تحمیل کرده است، شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که ای کاش وجودش نبود. شاعر به لطف و محبت معشوق اشاره می‌کند و از خود به عنوان فردی ناچیز در برابر عظمت معشوق یاد می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند و او را از این درد نجات دهد.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۹۳ - غدرالعشق فزلت قدمی

غَدَرَالْعِشْقُ فَزَلَّتْ قَدَمی
مَزَجَ الْفُرْقَةُ دَمْعی بِدَمی ۱

وَ حَنَی الْقَلْبُ بِما اَوْرَثَنی
نَدَمًا فی نَدَمٍ فی نَدَمِ ۲

کَرِهَ الْحِبُّ وُجُودی وَ نَآی
اَسَفًا لَیْتَ وُجُودی عَدَمی ۳

وَ سَقَی الصَّبُّ وَ قَدْ اَسْکَرَنی
شَرِبَ الْقَلْبُ وَ ما ذاقَ فَمی ۴

ای صَنَم لُطفِ تورا می‌دانم
نِیَم ای دوست، بِدان حَد عَجَمی ۵

زِ لَطیفیِّ تو، گَر شُکرِ تورا
بدل اندیشَم، تَرسَم بِرَمی ۶

من کِه باشم؟ که تو بر تَختِ جَمال
حَسرتِ شاه و سپاه و حَشَمی ۷

مَنِه انگشتْ تو بر حَرفِ کَژَم
من اگر حَرفِ کَژَمْ تو قَلَمی ۸

سَبَق الْجودُ وجودی قِدَمًا
مِنْکَ، یا اَنْتَ وَلِیُ النِّعَمِ ۹

به حَقِ جودِ وجودَت که مَبُر
زِ منِ‌‌ بی‌دل و هٰذا قَسَمی ۱۰

لٰا تُبِحْ قَتْلی بِالصَّدِّ وَصِلْ
وَ اَجِرْنی، اَنَا صَیْدُ الْحَرَمِ ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۹۲ - لا یغرنک سد هوس عن رایی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹۴ - وقتت خوش ای حبیبی، بشنو به حق یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.