خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردهای عمیق و ناشناخته خود میگوید که کسی آن را درک نمیکند. او خود را گرانبها و بیهمتا میداند اما در عین حال از تنهایی و بیتوجهی دیگران رنج میبرد. شاعر از آرزوهای بربادرفته و ناکامیهایش سخن میگوید و احساس میکند که وجودش پر از غم و رنج است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عمیق و ناامیدی ممکن است برای خوانندگان جوان سنگین باشد.
غزل ۵۹۶۱ - چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم
چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم
نرسیده ام به دردی که کسی رسد به دردم ۱
به نظر ازان عزیزم به بها ازان گرانم
که به هیچ دل چو گوهر ننشسته است گردم ۲
من و بی حجاب گشتن، چه خیال باطل است این؟
که اگر به دل درآیی تو به گرد دل نگردم ۳
به سیاه روزی من دل سنگ خاره سوزد
که نشد چو سبزه خط ز لب تو آبخوردم ۴
گلی از لباس رنگین نشکفت برعذارم
جگری است پاره پاره چو هدف ز سرخ و زردم ۵
نتوان فشاند دامن ز غبار هستی من
که گران رکاب باشد چو خط ۶
نه چنان ربود فکرم ز میان اهل عالم
که توان رسید صائب به خیال دور گردم ۷
نرسیده ام به دردی که کسی رسد به دردم ۱
به نظر ازان عزیزم به بها ازان گرانم
که به هیچ دل چو گوهر ننشسته است گردم ۲
من و بی حجاب گشتن، چه خیال باطل است این؟
که اگر به دل درآیی تو به گرد دل نگردم ۳
به سیاه روزی من دل سنگ خاره سوزد
که نشد چو سبزه خط ز لب تو آبخوردم ۴
گلی از لباس رنگین نشکفت برعذارم
جگری است پاره پاره چو هدف ز سرخ و زردم ۵
نتوان فشاند دامن ز غبار هستی من
که گران رکاب باشد چو خط ۶
نه چنان ربود فکرم ز میان اهل عالم
که توان رسید صائب به خیال دور گردم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۶۰ - ما خراباتی و نظر بازیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۶۲ - همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.