خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از گذراندن مراحل مختلف زندگی و تجربیات خود سخن میگوید. او از شراب و مینوشی به عنوان نمادی از تجربیات و وسوسههای زندگی یاد میکند و بیان میکند که از این وسوسهها عبور کرده و به پختگی رسیده است. همچنین، او از تلخیها و رنجهای زندگی میگوید و اینکه چگونه از آنها گذر کرده است. در نهایت، شاعر به امیدواری و رسیدن به آرامش اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب و مینوشی ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشد.
غزل ۵۹۴۲ - قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
زباده شفقی همچو آفتاب گذشتم ۱
حجاب چهره مقصود بود شیشه و ساغر
نظر بلند شد، ازعالم حجاب گذشتم ۲
کشیده بود به دام فریب، عالم آبم
صفای دل مددی کرد، همچو آب گذشتم ۳
ز هر چه داشت رگ تلخیی، امید بریدم
چه جای باده گلگون، که از گلاب گذشتم ۴
به خون شرم و حیا می پرید چشم حبابش
هزار شکر کز این خونی حجاب گذشتم ۵
اگر چه موج سراب است شیشه خانه مشرب
رسید جان به لبم تا ازین سراب گذشتم ۶
ز شیشه چون گذرد رنگ می به گرم عنانی؟
ز شیشه خانه مشرب به آن شتاب گذشتم ۷
به زور جذبه توفیق و پایمردی همت
چو برق و باد ز رطل گران رکاب گذشتم ۸
شراب، خون روان و کباب، خون فسرده است
هم از کباب بریدم، هم از شراب گذشتم ۹
عجب که پیرخرابات نگذرد ز گناهم
که من ز باده گلرنگ در شباب گذشتم ۱۰
امید هست که در حشر زرد روی نگردم
چو من به موسم گل صائب از شراب گذشتم ۱۱
زباده شفقی همچو آفتاب گذشتم ۱
حجاب چهره مقصود بود شیشه و ساغر
نظر بلند شد، ازعالم حجاب گذشتم ۲
کشیده بود به دام فریب، عالم آبم
صفای دل مددی کرد، همچو آب گذشتم ۳
ز هر چه داشت رگ تلخیی، امید بریدم
چه جای باده گلگون، که از گلاب گذشتم ۴
به خون شرم و حیا می پرید چشم حبابش
هزار شکر کز این خونی حجاب گذشتم ۵
اگر چه موج سراب است شیشه خانه مشرب
رسید جان به لبم تا ازین سراب گذشتم ۶
ز شیشه چون گذرد رنگ می به گرم عنانی؟
ز شیشه خانه مشرب به آن شتاب گذشتم ۷
به زور جذبه توفیق و پایمردی همت
چو برق و باد ز رطل گران رکاب گذشتم ۸
شراب، خون روان و کباب، خون فسرده است
هم از کباب بریدم، هم از شراب گذشتم ۹
عجب که پیرخرابات نگذرد ز گناهم
که من ز باده گلرنگ در شباب گذشتم ۱۰
امید هست که در حشر زرد روی نگردم
چو من به موسم گل صائب از شراب گذشتم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۴۱ - دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴۳ - ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.