خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر درد فراق، بی‌خوابی، و بی‌قراری عاشق است. شاعر از بی‌تابی در فراق، بی‌خوابی، و بی‌می‌نوشی در شب‌های مهتابی می‌گوید. او همچنین به بی‌خوفی خانه‌بدوشان از حوادث و بی‌تعلقی به دنیا اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به بی‌خبری از عالم اسباب و بی‌تعلقی به دنیای مادی می‌پردازد.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و پیچیده‌ای مانند بی‌تعلقی، زهد، و اشارات به شراب است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۹۳۳ - یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم

یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
تا شیشه به بالین نبود خواب نداریم ۱

تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم
چون شیشه خالی به جگر آب نداریم ۲

در روز حریفان دگر باده گسارند
ماییم که می در شب مهتاب نداریم ۳

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم ۴

از نقش تو فانوس خیالی شده هر چشم
چون شمع عجب نیست اگر خواب نداریم ۵

در دایره بی سببی نقطه محویم
هرگز خبر از عالم اسباب نداریم ۶

آیینه ما گرد تعلق نپذیرد
ما چشم به خاکستر سنجاب نداریم ۷

گرگان به سمورند نهان تا به گریبان
ما بی دهنان طالع سنجاب نداریم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۳۲ - ما طالع جمعیت اسباب نداریم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳۴ - ما فکر لباس و غم دستار نداریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.