خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذبههای روحانی سخن میگوید. او از حالات عرفانی خود مانند مستی و حیرت صحبت میکند و از معشوقهای به نام لیلی یاد میکند. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند بخشش و تقدیس الهی نیز سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۱۸۳ - ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی
ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یَعقوبی
خَرخاشی، آشوبی، جانها را مَطْلوبی ۱
جانِ جانِ مایی، مَعنیِّ اَسمایی
هستیِّ اشیایی سَر فِتَنهٔ غوغایی ۲
چون جامی دَر خوردم، بَرخیزم، بَرگردم
از شاخِ آن وَرْدَم، گَر سُرخَم، گَر زَردم ۳
یا مَوْلیٰ یا مَوْلیٰ، اَخْبِرْنی عَنْ لَیْلیٰ
لا تُرجِهْ لاتُرجِهْ فَاللَّیْلُ ذا حُبْلیٰ ۴
مَوْلانا مَوْلانا قَد صِرْنا حَیْرانا
غُفْرانًا غُفْرانًا، سُبْحانا سُبْحانا ۵
خَرخاشی، آشوبی، جانها را مَطْلوبی ۱
جانِ جانِ مایی، مَعنیِّ اَسمایی
هستیِّ اشیایی سَر فِتَنهٔ غوغایی ۲
چون جامی دَر خوردم، بَرخیزم، بَرگردم
از شاخِ آن وَرْدَم، گَر سُرخَم، گَر زَردم ۳
یا مَوْلیٰ یا مَوْلیٰ، اَخْبِرْنی عَنْ لَیْلیٰ
لا تُرجِهْ لاتُرجِهْ فَاللَّیْلُ ذا حُبْلیٰ ۴
مَوْلانا مَوْلانا قَد صِرْنا حَیْرانا
غُفْرانًا غُفْرانًا، سُبْحانا سُبْحانا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸۲ - بغداد همان است که دیدی و شنیدی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸۴ - کسی کو را بود خلق خدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.