خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی ناکامیها، صبر، امیدهای بربادرفته و عشق است. شاعر از طمع، صبر سنگین، امید به بوسه و پیغام، و ناکامیهای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند تقدیر، کامرانی و ذوق عرفانی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به ناکامیها و احساسات پیچیده، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۸۳۴ - عمری است ما لب از طمع خام بسته ایم
عمری است ما لب از طمع خام بسته ایم
از صبر سنگ بر دل ناکام بسته ایم ۱
مینای باده با رگ گردن مطیع ماست
تا لب ز گفتگو چو لب جام بسته ایم ۲
از شکرست بستر و بالین ما چو مغز
تا دیده از نظاره چو بادام بسته ایم ۳
بی طالعیم، ورنه درین طرفه صیدگاه
چندان که چشم کار کند دام بسته ایم ۴
زان لب کز او کسی نشنیده است حرف تلخ
امیدها به بوسه و پیغام بسته ایم ۵
اسباب کامرانی خصم است سالها
طرفی که ما ازین دل خود کام بسته ایم ۶
هر چند بر زمین پر ما نقش بسته است
احرام بوسه لب آن بام بسته ایم ۷
ز آغاز می توان به سرانجام راه برد
ما دل عبث به فکر سرانجام بسته ایم ۸
چون دانه نیست عاریتی سیر دام ما
ما دل به دام چون گره دام بسته ایم ۹
صائب به ذوق ما نتوان یافت کافری
زنار را به رغبت احرام بسته ایم ۱۰
از صبر سنگ بر دل ناکام بسته ایم ۱
مینای باده با رگ گردن مطیع ماست
تا لب ز گفتگو چو لب جام بسته ایم ۲
از شکرست بستر و بالین ما چو مغز
تا دیده از نظاره چو بادام بسته ایم ۳
بی طالعیم، ورنه درین طرفه صیدگاه
چندان که چشم کار کند دام بسته ایم ۴
زان لب کز او کسی نشنیده است حرف تلخ
امیدها به بوسه و پیغام بسته ایم ۵
اسباب کامرانی خصم است سالها
طرفی که ما ازین دل خود کام بسته ایم ۶
هر چند بر زمین پر ما نقش بسته است
احرام بوسه لب آن بام بسته ایم ۷
ز آغاز می توان به سرانجام راه برد
ما دل عبث به فکر سرانجام بسته ایم ۸
چون دانه نیست عاریتی سیر دام ما
ما دل به دام چون گره دام بسته ایم ۹
صائب به ذوق ما نتوان یافت کافری
زنار را به رغبت احرام بسته ایم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۳۳ - از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳۵ - طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.