خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر از صائب تبریزی به بیان مفاهیمی مانند عزلت، تقدیر، امید، ناکامی و تضادهای زندگی می‌پردازد. شاعر از ترکیب عناصر متضاد مانند باده و تریاک، سخاوت و امساک، و آب و آینه برای نشان دادن تناقضات زندگی استفاده می‌کند. او از عزلت، ناامیدی و ناتوانی در برابر مشکلات سخن می‌گوید و در جستجوی راهی برای رهایی از این تناقضات است.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به موادی مانند باده و تریاک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۸۳۰ - سنجد کسی که باده و تریاک را به هم

سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
نسبت کند سخاوت و امساک را به هم ۱

پای مرا به دامن عزلت شکسته است
بسته است آن که دامن افلاک را به هم ۲

دارم امیدها به گرستن که دست داد
از گریه خوشه های گهر تاک را به هم ۳

پای چراغ را نبود بهره از چراغ
خصمی است بخت و شعله ادراک را به هم ۴

غافل مشو چو لاله ز ادراک نشأتین
یک کاسه ساز باده و تریاک را به هم ۵

عاجز ز خارزار علایق شدم، کجاست
سیلی که آرد این خس و خاشاک را به هم؟ ۶

جز زلف دلفریب، که پیوند می دهد؟
چون تار سبحه صد دل غمناک را به هم ۷

صائب صفا کسی ز که دیگر طمع کند؟
خصمی است آب و آینه پاک را به هم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۲۹ - تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳۱ - کاری مکن که رو به در آسمان نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.