خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و وفا سخن میگوید، به زیباییهای طبیعت و معشوق اشاره میکند و از سادهدلی و مردمی خود میگوید. او همچنین به هنر شعر و تأثیر آن اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند وفا و مردمی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند.
غزل ۵۷۷۵ - ز بوستان تو عشق بلند می گویم
ز بوستان تو عشق بلند می گویم
چو شبنم از گل روی تو دست می شویم ۱
نمی توان دل مردم ربود و پس خم زد
سواد زلف ترا مو بموی می جویم ۲
ز بس که تشنه بوی وفای نایابم
به دستم ار گل کاغذ دهند می بویم ۳
حریف رشک نسیم دراز دست نیم
حنای بیعت گل را ز دست می شویم ۴
وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
ببین ز ساده دلیها چه از که می جویم ۵
میان اینهمه نازک طبیعتان صائب
منم که شعر ظفرخان پسند می گویم ۶
چو شبنم از گل روی تو دست می شویم ۱
نمی توان دل مردم ربود و پس خم زد
سواد زلف ترا مو بموی می جویم ۲
ز بس که تشنه بوی وفای نایابم
به دستم ار گل کاغذ دهند می بویم ۳
حریف رشک نسیم دراز دست نیم
حنای بیعت گل را ز دست می شویم ۴
وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
ببین ز ساده دلیها چه از که می جویم ۵
میان اینهمه نازک طبیعتان صائب
منم که شعر ظفرخان پسند می گویم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷۴ - ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
گوهر بعدی:غزل ۵۷۷۶ - چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.