خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اندوه خود میگوید و بیان میکند که چگونه نگاه به معشوق و یادآوری او باعث درد و رنجش میشود. او از بیان آه و گریه خودداری میکند اما در دل، غم و اندوه فراوانی دارد. شاعر از معشوق میخواهد که به او ترحم کند، چرا که تحمل این درد برایش دشوار است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۷۴۹ - چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
دلم نمی دهد این صفحه را سیاه کنم ۱
نه آه بر لب و نه گریه در نظر دارم
چسان نگاه بر رخسار صبحگاه کنم ۲
هزار رنگ گل داغ در بغل دارم
نه لاله ام که همین صفحه ای سیاه کنم ۳
دوبار برخ او دیدن از مروت نیست
تمام عمر چو آیینه یک نگاه کنم ۴
مرا به گوشه چشم ترحمی دریاب
که نیست طاقت آنم که نیم آه کنم ۵
به سد آهن اگر کار آه من افتد
به نیم آه برابر به خاک راه کنم ۶
دلم نمی دهد این صفحه را سیاه کنم ۱
نه آه بر لب و نه گریه در نظر دارم
چسان نگاه بر رخسار صبحگاه کنم ۲
هزار رنگ گل داغ در بغل دارم
نه لاله ام که همین صفحه ای سیاه کنم ۳
دوبار برخ او دیدن از مروت نیست
تمام عمر چو آیینه یک نگاه کنم ۴
مرا به گوشه چشم ترحمی دریاب
که نیست طاقت آنم که نیم آه کنم ۵
به سد آهن اگر کار آه من افتد
به نیم آه برابر به خاک راه کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۴۸ - بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۵۰ - دلم ز پاس نفس تار می شود چه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.