خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و جنون خود سخن میگوید و احساسات شدید و آتشین خود را به تصویر میکشد. او از شور و هیجان درونی خود، تأثیر عشق بر زندگی، و جدایی از وطن میگوید. همچنین به قدرت روحی و عاطفی خود اشاره میکند و از ناتوانی دیگران در درک حالاتش سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارد تا بهخوبی درک شود.
غزل ۵۷۲۶ - به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
شکسته است نمکدان چرخ را شورم ۱
ز جوش سینه من خم به وجد می آید
چکیده کف عشقم، شراب منصورم ۲
به روی گرم غریبی چنان فریفت مرا
که دل ز صبح وطن سرد شود چو کافورم ۳
به نکهتی که ازین باغ رزق من کردند
چه خانه ها که پر از شهد کرد زنبورم ۴
چو صبح اگر چه جهان روشن است از نفسم
غبار خاطر محفل چو شمع بی نورم ۵
چه نسبت است به مژگان مرا نمی دانم
که پیش چشمم و از پیش چشمها دورم ۶
چه شعله بود که زد حرص در نهاد مرا
که دل خنک نشد از موی همچو کافورم ۷
سبوی جسم کجا سد راه من گردد
شکست شیشه چرخ از شراب پر زورم ۸
به راه راست دلالت مکن مرا صائب
که زه به خویش نگیرد کمان پرزورم ۹
شکسته است نمکدان چرخ را شورم ۱
ز جوش سینه من خم به وجد می آید
چکیده کف عشقم، شراب منصورم ۲
به روی گرم غریبی چنان فریفت مرا
که دل ز صبح وطن سرد شود چو کافورم ۳
به نکهتی که ازین باغ رزق من کردند
چه خانه ها که پر از شهد کرد زنبورم ۴
چو صبح اگر چه جهان روشن است از نفسم
غبار خاطر محفل چو شمع بی نورم ۵
چه نسبت است به مژگان مرا نمی دانم
که پیش چشمم و از پیش چشمها دورم ۶
چه شعله بود که زد حرص در نهاد مرا
که دل خنک نشد از موی همچو کافورم ۷
سبوی جسم کجا سد راه من گردد
شکست شیشه چرخ از شراب پر زورم ۸
به راه راست دلالت مکن مرا صائب
که زه به خویش نگیرد کمان پرزورم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۲۵ - درین سفر که توکل شده است راهبرم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲۷ - به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.