خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق و جدایی است. او از نالههای خود، هوسهای بیپاسخ، و سیاهیهای زندگی میگوید و با تصاویری مانند آب خضر، جبین مالیدن بر کف پا، و قفس، احساسات خود را به تصویر میکشد. شاعر همچنین از روزگار و رنگآمیزی معانی توسط صائب سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۶۴۲ - گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
تا جبین هوس خود به زمین می مالم ۱
با لب تازه خطش چند سیاهی بزند
چهره آب خضر را به زمین می مالم ۲
روی بر پای تو می مالم و می مالم چشم
کاین منم بر کف پای تو جبین می مالم ۳
منم آن جور وطن دیده که از ذوق سفر
رو به دیوار و در خانه زین می مالم ۴
بال بر هم زدنم در قفس از شادی نیست
دست بردست ز افسوس چنین می مالم ۵
روزگاری است که مشاطه فکرم صائب
رنگ بر چهره معنی نمکین می مالم ۶
تا جبین هوس خود به زمین می مالم ۱
با لب تازه خطش چند سیاهی بزند
چهره آب خضر را به زمین می مالم ۲
روی بر پای تو می مالم و می مالم چشم
کاین منم بر کف پای تو جبین می مالم ۳
منم آن جور وطن دیده که از ذوق سفر
رو به دیوار و در خانه زین می مالم ۴
بال بر هم زدنم در قفس از شادی نیست
دست بردست ز افسوس چنین می مالم ۵
روزگاری است که مشاطه فکرم صائب
رنگ بر چهره معنی نمکین می مالم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۴۱ - بس که چون برگ خزان دیده پریشان حالم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴۳ - شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.