خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از سرمستی و مستی شبانه سخن میگوید و اشاره میکند که فرد از بادهنوشی و شبزندهداری نشانههایی در چهره و رفتارش دارد. شاعر به فرد توصیه میکند که از این حالت دوری کند و به جای آن، به دیگران کمک کند. همچنین، شاعر از خطرات و تهدیدهایی که ممکن است در زندگی وجود داشته باشد، هشدار میدهد و توصیه میکند که از سخنان بیهوده دوری شود.
این متن حاوی مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۱۵۳ - ز اول بامداد سرمستی
زَ اوَّلِ بامْداد سَرمَستی
وَرْنَه دَستارْ کَژْ چرا بَستی؟ ۱
به خدا دوش تا سَحَر، همه شب
باده بیصَرفه، صِرفْ خورْدَسْتی ۲
در رُخ و رنگ و چَشمِ تو پیداست
که ازان بازی و ازان دستی ۳
زانچه خورْدی بِدِه به مَخْموران
ای وَلی نِعْمَتِ همه هستی ۴
شیرْ امروز در شکار آمد
لَرزه در کُهْ فُتاد و در پَستی ۵
به دویدن ازو نخواهی رَست
سَر بِنِه عاشقانه و رَستی ۶
تا که پیوسته در اَمان باشی
چون به دارُ الْاَمانْش پیوستی ۷
شَصت فَرسنگ از سُخَن بُگْریز
که زِ دامِ سُخَنْ دَرین شَستی ۸
وَرْنَه دَستارْ کَژْ چرا بَستی؟ ۱
به خدا دوش تا سَحَر، همه شب
باده بیصَرفه، صِرفْ خورْدَسْتی ۲
در رُخ و رنگ و چَشمِ تو پیداست
که ازان بازی و ازان دستی ۳
زانچه خورْدی بِدِه به مَخْموران
ای وَلی نِعْمَتِ همه هستی ۴
شیرْ امروز در شکار آمد
لَرزه در کُهْ فُتاد و در پَستی ۵
به دویدن ازو نخواهی رَست
سَر بِنِه عاشقانه و رَستی ۶
تا که پیوسته در اَمان باشی
چون به دارُ الْاَمانْش پیوستی ۷
شَصت فَرسنگ از سُخَن بُگْریز
که زِ دامِ سُخَنْ دَرین شَستی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۲ - گر چه تو نیم شب رسیدستی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵۴ - ز اول بامداد سرمستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.