خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تنهایی، غربت، و ناامیدی است. او از وضعیت خود در جامعه و زندگی شخصی ناراضی است و خود را مانند مگسی ناخوانده در جمع مردم میبیند. همچنین، شاعر به عشق و خاطرات گذشته اشاره میکند و از دردهای عاطفی خود میگوید. در نهایت، او خود را با خضر (نماد جاودانگی) مقایسه میکند و ادعا میکند که آب حیات در وجودش جریان دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و ادبی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۵۵۷۱ - نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
به چوب گل ادب کردی معلم در دبستانم ۱
عزیز مصرم اما در فرامشخانه چاهم
گل خورشیدم اما بر کنار طاق نسیانم ۲
به گردخوان مردم چون مگس ناخوانده چون گردم؟
که من در خانه خود از حیا ناخوانده مهمانم ۳
تمنای تنم چون به گرد خاطرم گردد؟
که چشم شور باد در جگرخوردن نمکدانم ۴
ز من سنجیده وضع عالم و سنگ است رزق من
همانا من درین بازار پرآشوب میزانم ۵
چنان محوم که اشک تلخ در چشمم نمی گردد
قیامت گر نمکدان بشکند در چشم حیرانم ۶
لب افسوس اگر غافل به دندان آشنا سازم
دو چندان می برد مقراض قسمت از لب نانم ۷
گلی گفتم به خواب از گلشن رخسار او چینم
پرید از چشم خواب از هایهوی عندلیبانم ۸
نمی افتم چو اسکندر به دنبال خضر صائب
من آن خضرم که آب روی باشد آب حیوانم ۹
به چوب گل ادب کردی معلم در دبستانم ۱
عزیز مصرم اما در فرامشخانه چاهم
گل خورشیدم اما بر کنار طاق نسیانم ۲
به گردخوان مردم چون مگس ناخوانده چون گردم؟
که من در خانه خود از حیا ناخوانده مهمانم ۳
تمنای تنم چون به گرد خاطرم گردد؟
که چشم شور باد در جگرخوردن نمکدانم ۴
ز من سنجیده وضع عالم و سنگ است رزق من
همانا من درین بازار پرآشوب میزانم ۵
چنان محوم که اشک تلخ در چشمم نمی گردد
قیامت گر نمکدان بشکند در چشم حیرانم ۶
لب افسوس اگر غافل به دندان آشنا سازم
دو چندان می برد مقراض قسمت از لب نانم ۷
گلی گفتم به خواب از گلشن رخسار او چینم
پرید از چشم خواب از هایهوی عندلیبانم ۸
نمی افتم چو اسکندر به دنبال خضر صائب
من آن خضرم که آب روی باشد آب حیوانم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۷۰ - نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۷۲ - اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.