خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از صبر و تحمل، امید به توکل، و تحمل رنجهای زندگی سخن میگوید. او از ناامیدی و تغافل در برابر مشکلات میگوید و خود را با پروانه و بلبل مقایسه میکند. همچنین، از عشق و دلبستگی به معشوق و رنجهای ناشی از آن یاد میکند. در نهایت، با اشاره به شراب و خنده، به نوعی تسلیم و پذیرش دردها اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
غزل ۵۳۹۹ - چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم
چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم
دست امیدی به دامان توکل می زنم ۱
چند پاداش تنزل سرگرانی واکشم
بعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم ۲
در خور پروانه من نیست سوز هر چراغ
خویش را بر شعله آواز بلبل می زنم ۳
چون ندارم دسترس بر طره طرار او
درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم ۴
سوختم از غصه صائب، بعد از ین چون بیغمان
می کشم جام شراب و خنده بر گل می زنم ۵
دست امیدی به دامان توکل می زنم ۱
چند پاداش تنزل سرگرانی واکشم
بعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم ۲
در خور پروانه من نیست سوز هر چراغ
خویش را بر شعله آواز بلبل می زنم ۳
چون ندارم دسترس بر طره طرار او
درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم ۴
سوختم از غصه صائب، بعد از ین چون بیغمان
می کشم جام شراب و خنده بر گل می زنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۹۸ - همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۰۰ - رشته امید را تا چند پیوندم به خلق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.