خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دیدن گل سرخ و لعل سخن میگوید و احساسات خود را بیان میکند. او از عشق و تأثیر آن بر قلبش میگوید و از ستارهها و برجها به عنوان نمادهایی برای بیان احساساتش استفاده میکند. شاعر همچنین از شمس تبریز به عنوان نماد عشق و معرفت یاد میکند و تأکید میکند که برای درک این مفاهیم باید به او توجه کرد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۱۲۶ - گل سرخ دیدم، شدم زعفرانی
گُلِ سُرخ دیدم، شُدم زَعفَرانی
یکی لَعْل دیدم، شُدَم زَرِّ کانی ۱
دِلَم چون ستاره، شبی در نِظاره
به هر بُرج میشُد، به چَرخِ مَعانی ۲
چو در بُرجِ عُشّاق، پا درنَهاد او
سَری کرد ماهی زِ اَفْلاکِ جانی ۳
چو آن مَهْ بَرآمَد، به چَشمَش درآمَد
زمین دَرنَگُنجَد ازان آسْمانی ۴
دِلَم، پاره پاره بِشُد عشقْ باره
که هر پارهٔ من، دَهَد زو نشانی ۵
چو از بامْداد او، سَلامی بِداد او
مرا از سَلامَش اَبَد شُد جوانی ۶
چو بر رویِ من دید آثارِ مَجنون
زِ رَحْمَت بِیامَد بَرِ من نَهانی ۷
بِگُفت ای فُلانی، چرا تو چُنانی
چُنین من از آنَم که تو آنچُنانی ۸
چه سِرها که دانَد، چه دُرها فَشانَد
چه مُلْکی که رانَد، کسی کِشْ بِخوانی ۹
چه ماه و چه گَردون، چه بُرج و چه هامون
همه رَمزِ آن است، دَریاب اَرْ آنی ۱۰
اگر شَرح خواهی، بِبین شَمسِ تبریز
چو او را بِبینی، تو این را بِدانی ۱۱
یکی لَعْل دیدم، شُدَم زَرِّ کانی ۱
دِلَم چون ستاره، شبی در نِظاره
به هر بُرج میشُد، به چَرخِ مَعانی ۲
چو در بُرجِ عُشّاق، پا درنَهاد او
سَری کرد ماهی زِ اَفْلاکِ جانی ۳
چو آن مَهْ بَرآمَد، به چَشمَش درآمَد
زمین دَرنَگُنجَد ازان آسْمانی ۴
دِلَم، پاره پاره بِشُد عشقْ باره
که هر پارهٔ من، دَهَد زو نشانی ۵
چو از بامْداد او، سَلامی بِداد او
مرا از سَلامَش اَبَد شُد جوانی ۶
چو بر رویِ من دید آثارِ مَجنون
زِ رَحْمَت بِیامَد بَرِ من نَهانی ۷
بِگُفت ای فُلانی، چرا تو چُنانی
چُنین من از آنَم که تو آنچُنانی ۸
چه سِرها که دانَد، چه دُرها فَشانَد
چه مُلْکی که رانَد، کسی کِشْ بِخوانی ۹
چه ماه و چه گَردون، چه بُرج و چه هامون
همه رَمزِ آن است، دَریاب اَرْ آنی ۱۰
اگر شَرح خواهی، بِبین شَمسِ تبریز
چو او را بِبینی، تو این را بِدانی ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲۵ - بتا گر مرا تو ببینی، ندانی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۲۷ - عجیب العجایب تویی در کیایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.