خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید. او از پیچیدن در زلف یار، تسلیم شدن در برابر آتش عشق، و آمادگی برای فداکاری سخن میگوید. همچنین از ناتوانی در گشودن بندهای عشق و آه سوزان خود یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک، فهم آن را برای مخاطبان با دانش ادبی بالاتر مناسب میسازد.
غزل ۵۲۹۸ - این منم در دست زلف یار را پیچیده ام
این منم در دست زلف یار را پیچیده ام
در سخن آن شکرین گفتار را پیچیده ام ۱
تن به خوی آتشین لاله رویان داده ام
در حریر شعله این طومار را پیچیده ام ۲
سر اگر خواهند ازمن بی تامل می دهم
بهر وا کردن من این دستار را پیچیده ام ۳
عاجزم در باز کردنهای آن بند قبا
من که قفل صد در گلزار را پیچیده ام ۴
چون نفس صائب نیاید سرمه آلود از جگر
کم عنان آه آتشبار را پیچیده ام ۵
در سخن آن شکرین گفتار را پیچیده ام ۱
تن به خوی آتشین لاله رویان داده ام
در حریر شعله این طومار را پیچیده ام ۲
سر اگر خواهند ازمن بی تامل می دهم
بهر وا کردن من این دستار را پیچیده ام ۳
عاجزم در باز کردنهای آن بند قبا
من که قفل صد در گلزار را پیچیده ام ۴
چون نفس صائب نیاید سرمه آلود از جگر
کم عنان آه آتشبار را پیچیده ام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹۷ - تا نظر از عارض گلفام او پوشیده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹۹ - اشک را در پرده های چشم تر پیچیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.