خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ارزش نام نیک و تلاش برای حفظ آن سخن میگوید، با وجود تمام سختیها و ناامیدیها. او از آزادی و وطن میگوید و از شرمندگی در برابر تلاشهای دیگران. همچنین، از ناامیدی و امیدواری در زندگی خود یاد میکند.
مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۵۲۹۴ - بی تن خاکی چو نام نیکمردان زنده ام
بی تن خاکی چو نام نیکمردان زنده ام
سالها شد این لباس عاریت را کنده ام ۱
گر چه برگ من زبان شکر و بار افتادگی است
همچنان از حسن سعی باغبان شرمنده ام ۲
بس که چون یوسف گران بر خاطراخوان شدم
از وطن هرکس مرا آزاد سازد بنده ام ۳
مطلبم زین نعل وارون جز تلاش نام نیست
چون عقیق از نام در ظاهر اگر دل کنده ام ۴
چون قلم تنگ بر من از سیه کاری جهان
نیست جزیک پشت ناخن دستگاه خنده ام ۵
نیست صائب غیر آه نا امیدی خوشه اش
تخم امیدی که من در شوره زار افکنده ام ۶
سالها شد این لباس عاریت را کنده ام ۱
گر چه برگ من زبان شکر و بار افتادگی است
همچنان از حسن سعی باغبان شرمنده ام ۲
بس که چون یوسف گران بر خاطراخوان شدم
از وطن هرکس مرا آزاد سازد بنده ام ۳
مطلبم زین نعل وارون جز تلاش نام نیست
چون عقیق از نام در ظاهر اگر دل کنده ام ۴
چون قلم تنگ بر من از سیه کاری جهان
نیست جزیک پشت ناخن دستگاه خنده ام ۵
نیست صائب غیر آه نا امیدی خوشه اش
تخم امیدی که من در شوره زار افکنده ام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹۳ - ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹۵ - مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.