خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود مانند درد، امید، حسادت و ناامیدی سخن میگوید. او از سفر بازگشته و با خود گوهرها و تجربیاتی آورده است. همچنین، به طبیعت و عناصری مانند بلبل و زمین هند اشاره میکند. شعر پر از استعاره و تصاویر شاعرانه است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد.
غزل ۵۲۹۱ - ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
چون کنم در خانه دل آنچه بود آورده ام ۱
از سفر می آیم و لخت جگر دارم به بار
مجمر خود را بشارت ده که عود آورده ام ۲
گوهرم را چون به سنگ بی تمیزی نشکند
آب مروارید در چشم حسود آورده ام ۳
چون نگردد اشک نومیدی به گرد چشم من
رونمای آتش بی دود دود آورده ام ۴
ای زمین هند آیین برومندی ببند
از صفاهان دیده ای چون زنده رود آورده ام ۵
جراتی گو داری ای بلبل قدم درپیش نه
صائبا را بر سر گفت و شنود آورده ام ۶
چون کنم در خانه دل آنچه بود آورده ام ۱
از سفر می آیم و لخت جگر دارم به بار
مجمر خود را بشارت ده که عود آورده ام ۲
گوهرم را چون به سنگ بی تمیزی نشکند
آب مروارید در چشم حسود آورده ام ۳
چون نگردد اشک نومیدی به گرد چشم من
رونمای آتش بی دود دود آورده ام ۴
ای زمین هند آیین برومندی ببند
از صفاهان دیده ای چون زنده رود آورده ام ۵
جراتی گو داری ای بلبل قدم درپیش نه
صائبا را بر سر گفت و شنود آورده ام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹۰ - از جنون این عالم بیگانه را گم کرده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹۲ - سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.