خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس ناامیدی، تنهایی و بیکسی خود سخن میگوید. او خود را مانند گل پژمرده بر روی مزار، آیینهای زنگار گرفته و گوهری دور از مژگان ابر بهار توصیف میکند. شاعر از بیاعتنایی دیگران و افتادن در گرداب بیاختیاری گله میکند و در نهایت از خود میپرسد که در میان مردم جهان چه کار کرده است.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، تمهای غمگین و ناامیدانهی شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۵۲۸۵ - روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام
روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام
چون نگاه آشنا از چشم یارافتاده ام ۱
دست رغبت کس نمی سازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده برروی مزارافتاده ام ۲
اختیارم نیست چون گرداب بر سر گشتگی
نبض موجم در تپیدن بیقرار افتاده ام ۳
عقده ای هرگز نکردم باز از کار کسی
در چمن بیکار چون دست چنار افتاده ام ۴
نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست
گوییا آیینه ام در زنگبار افتاده ام ۵
همچو گوهر گردلم از سنگ گردد دور نیست
دور از مژگان ابر نو بهار افتاده ام ۶
من که صائب کاریکرو کرده ام با کاینات
درمیان مردم عالم چه کار افتاده ام ۷
چون نگاه آشنا از چشم یارافتاده ام ۱
دست رغبت کس نمی سازد به سوی من دراز
چون گل پژمرده برروی مزارافتاده ام ۲
اختیارم نیست چون گرداب بر سر گشتگی
نبض موجم در تپیدن بیقرار افتاده ام ۳
عقده ای هرگز نکردم باز از کار کسی
در چمن بیکار چون دست چنار افتاده ام ۴
نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست
گوییا آیینه ام در زنگبار افتاده ام ۵
همچو گوهر گردلم از سنگ گردد دور نیست
دور از مژگان ابر نو بهار افتاده ام ۶
من که صائب کاریکرو کرده ام با کاینات
درمیان مردم عالم چه کار افتاده ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۸۴ - چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۲۸۶ - در نمود نقشها بی اختیار افتاده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.